جستجوی در اين وبلاگ

۱۳۸۹ آذر ۶, شنبه

اشك ياران






اندك اندك جمع مستان ميرسند --//-- جمع ياران اشكباران مي رسند
تشنگان خيمه گاه عشق و مي --//-- قافله ها - ميگساران مي رسند
تا كه قربان بهر مولا خود شوند --//-- شاهدان ثار رحمان مي رسند
عاشقاني با نداي يا حسين --//-- از غدير و عيد قربان مي رسند
ذكر لبيك - حول كعبه گفته اند --//-- با حسينند ذكر گويان مي رسند
در طوافش با حسين و آل او --//-- بوده اند بر ياد جانان مي رسند
چشم ذوالحمد خون شود اندرميان --//-- ماه خون و اشك ياران مي رسند

۱۳۸۹ آذر ۲, سه‌شنبه




عناوين براي آينده




1- زيبايي هاي اوليه: اگر فقط يك شي باشد زيبايي يعني چي ؟ اگر دو تا ؟‌اگر سه تا ؟‌... ؟
2- ساده ترين امتحان: در ابتدايي ترين حالت ،‌امتحان انسان چه شكلي دارد ؟
3- درس معنوي از درس مادي: آيا از هر نكته و مطلب از دروس و مطالبي فيزيكي و مادي و دنيايي ،‌مي توان درسهاي معنوي و آخرتي و اخلاقي و انساني گرفت ؟ چه جوري ؟
4- اولين راننده عالم كي بود ؟ اولين خط كشي كننده ؟ برق رسان ؟ .... ؟
5- اي كاش براي دروس معارف و فسفه و اخلاق در هر درسي يك نمره مي گذاشتند
تا نكات و مسايل قابل استنتاج ذيربط را در آن درس مي شناختيم و .....
6- آيا اصل وجود و غير ممكن بودن تناقض و سلسله علت و معلول و .... را درست فهميده ايم ؟ ...
7- 30000 ژن انسان مي تواند 30000 فاكتوريل تاثير داشته باشد و اين يعني ...
8- با مفاهيم رياضي و احتمالات و فازي و .... مي توان به حل مسايل معنوي پرداخت !!!؟؟؟
9- جاذبه و ذره اي - موجي بودن نور و نيز عشق مشتركاتي دارند !!!؟؟؟
10- اگر از يك فيلم 100 دقيقه اي يعني 100*60*30 فريمي، ما فقط چند فريم را ببينيم،
بعدا چه نوع قضاوتي راجع به فيلم و كارگردان و نوسنده و ... مي توانيم داشته باشيم؟‌
از فيلم هستي ( دنيا و آخرت )‌چند فريم را ديده ايم تا قضاوت كنيم !؟؟؟
11- اگر در تعاريف اجازه بازگشت و دور و تسلسل ندهيم چه ميشود !!؟؟ بخدا مي رسيم يا نه !؟
12- نهايت كار كامپيوتر و رباتها و هوش مصنوعي و شبك عصبي و فازي و .. اين مي
شود كه ...



رهبر قرآني

1-إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّـهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ ﴿المائدة: ٥٥﴾
2- وَاعْلَمُوا أَنَّ فِيكُمْ رَسُولَ اللَّـهِ لَوْ يُطِيعُكُمْ فِي كَثِيرٍ مِّنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ وَلَـٰكِنَّ اللَّـهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمَانَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَكَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيَانَ أُولَـٰئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ ﴿الحجرات: ٧﴾
3- إِنَّكَ لَا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَـٰكِنَّ اللَّـهَ يَهْدِي مَن يَشَاءُ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ ﴿القصص: ٥٦﴾
4- قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّـهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّـهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللَّـهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿آل عمران: ٣١﴾
5-رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلْإِيمَانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ ﴿آل عمران: ١٩٣﴾
6-إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّـهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَعَلَىٰ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ ﴿الأنفال: ٢﴾
7- ...

۱۳۸۹ آبان ۲۲, شنبه

دعاي عرفه





1. -----امام حسين عليه السلام در عرفات -------
2. ...از چشمان مباركش آب مى‏ريخت مانند دو مشك
3. و بصداى بلند گفت:
4. يا اَسْمَعَ السَّامِعينَ،
5. اى شنواترين شنوندگان
6. يا اَبْصَرَ النَّاظِرينَ،
7. اى‏ بيناترين بينايان
8. وَ يا اَسْرَعَ الْحاسِبينَ،
9. و اى سريعترين حساب‏رسان
10. وَ يا اَرْحَمَ الرَّاحِمينَ،
11. و اى مهربانترين مهربانان
12. صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ،
13. درود فرست بر محمد و آل محمد
14. السَّادَةِ الْمَيامينِ،
15. آن آقايان فرخنده
16. وَاَسْئَلُكَ اَللَّهُمَّ حاجَتِىَ
17. و از تو اى خدا درخواست كنم حاجتم را
18. الَّتى‏ اِنْ‏اَعْطَيْتَنيها
19. كه اگر آنرا به من‏ عطا كنى
20. لَمْ يَضُرَّنى‏ ما مَنَعْتَنى‏
21. ديگر هرچه را از من دريغ كنى زيانم نزند
22. وَاِنْ مَنَعْتَنيها
23. و اگر آنرا از من دريغ دارى
24. لَمْ يَنْفَعْنى‏ ما اَعْطَيْتَنى‏،
25. ديگر سودم ندهد هرچه‏ به من عطا كنى
26. اَسْئَلُكَ فَكاكَ رَقَبَتى‏ مِنَ النَّارِ،
27. از تو خواهم مرا از آتش دوزخ آزاد گردانى
28. لااِلهَ اِلاَّ اَنْتَ،
29. معبودى جز تو نيست
30. وَحْدَكَ لاشَريكَ‏ لَكَ،
31. يگانه‏اى كه‏ شريك ندارى
32. لَكَ الْمُلْكُ،
33. از تو است فرمانروايى
34. وَلَكَ الْحَمْدُ،
35. و از تو است ستايش
36. وَاَنْتَ عَلى‏ كُلِّشَىْ‏ءٍ قَديرٌ،
37. و تويى كه بر هرچيز توانايى
38. يا رَبِ‏ُّ يا رَبِ‏ُّ.
39. اى پروردگار اى پروردگار
40. پس‏مكرّرمى‏گفت‏يارَبِ‏ُّ
41. وكسانى‏كه‏دورآن‏حضرت‏بودند
42. تمام‏گوش‏داده بودند به دعاء آن حضرت
43. واكتفا كرده بودند به‏آمين‏گفتن‏
44. پس‏صداهايشان‏بلندشدبه‏گريستن با آن حضرت
45. تا غروب‏كرد آفتاب
46. وباركردند و روانه جانب مشعر الحرام شدند
47. ........التماس دعا



۱۳۸۹ مهر ۲۹, پنجشنبه

روزنامه ی خودت

1- آیا من و شما روزنامه خودومون رو هر روز میخونیم ؟؟
2- منظورت چیه ؟
1- منظورم این که
    اگر هر روز یه روزنامه مخصوص من،
    بدون هیچ مطلب دیگه، هیچی دیگه، -
    یعنی فقط فکرها، حرفها، نگاهها، کارها،
   هر جای رفتم، هر کاری کردم، وووو
   چاپ می شد و من آنرا میخوندم
   چند تا نکته و اشکال و خوبی و بدی توش میدیدم ؟؟
2- راست می گی ها !!! کار خطرناکیه !؟
من که دلم نمخواد این روزنومه دست کسی بیفته !؟
1- پس ... سرک توی روزنامه های آدمهای دیگه نکش !!
فهمیدی که منظورم چیه !!
ولی هر چه میتونی روزنامه خودت رو بخوان --
مخصوصا صفحه سیاسی، اجتماعی، عقیدتی، تفریحی، حوادث، ...

ارزش من و تو


میگن آدم از هر چیزی باید درس بگیره --
مثلا چه جوری ارزش یه زمین یا خونه قدیمی و خراب توی یه کوچه بالا میره --
شاید باقی خونه ها را عالی ساخته اند و بنابراین قیمت خونه ما بالا رفته --
شاید تو منطقه کارهایی شده که باز قیمت مال ما بالا رفتهیا --
یا .... یا ....
بنابراین درس اینه که:
حتما توی دنیا آدم های خوبی بوده اند - هستند - یا خواهند بود که:
خداوند این همه لطف با باقی - منجمله من - کرده و می کند و
و انشاءالله خواهد کرد.
--- چطور بود ؟؟ جا افتاد ؟؟؟ گرفتیش ؟؟؟ ---
یا علی ! مددی

فقط یک نفر


راستی
1- خبر داری
که خدا به هر نفر یه نفر را سپرده تا آدمش بکنه ؟
2- کیو به کی سپرده ؟
1- معلومه ! خودته به خودت
اگر اونرو نتونستی آدمش بکنی
معلومه باقی ها رو هم نمیتونی آدم بکنی

میلیارد ها کهکشان


اولی: میدونی چرا میلیاردها کهکشان وجود داره ؟
دومی: چرا ؟
اولی: آخه شاید- شاید - خداوند یه موقع به هر کسی
یه کهکشان بده و بکه هر کاری میخواهی بکن.
هر چه موجود میخواهی درست بکن.
هر نوع زندگی برای هر نوع موجود و به هر تعداد!
تا ببینم دنیایی که شما ایده ال آنرا توی ذهن دارید
چه جوری نتیجه اش برای خود شما خواهد بود !
راستی هر چقدر زمان هم بخواهید دارید.
دومی: مطلب را گرفتم.

۱۳۸۹ مهر ۲۴, شنبه

گرفتار

ای دوست ای دوست
من به حال بدم ای دوست گرفتار شدم 1 چشمه زار ره تو دیدم و هوشیار شدم
عشق من چون به رهت نی نیآمد ز من 2 من به اذنت ز ازل راهی این دار شدم
جان من با نظرت جان ز ازل او بگرفت 3 این چنین شد که من عاشق آن یار شدم

در سرا پرده دل عاشق مستانه بین 4 که چه شد او بنواخت و چرا یار شدم
از سراسر رخ مستی همه را جمع کنید 5 تا بگویم به نگاه دوست به این دار شدم
می بداد و به ازل مست خودش بنمودم 6 شاد ز آن لطف و کرم ساغر دربار شدم

می خوشا تو ز لبش نوی ز آن جان به جان 7 عاقبت از کرمش من پی این کار شدم
کار من به بودش چون به اخلاص روم 8 من اگر توبه کنم چون به شبی زار شدم
آتشی را که دلم زمزمه آن نداشت 9 خود بدادی به دلم آتش و هم نار شدم

تا نبینم ز کسی حرف و چرا در راهت 10 خود بدیدی که همی سنگ و همی خوار شدم
تا نوازی به صواب تار به تکوین جهان 11 خوش ز آنم که ترا سیمک آن تار شدم

نی توانم بدم یا که بگویم یک حرف 12 مست خود کردی که من عالم اسرار شدم
نی که ذوالحمد توانست چشد آن می به نمی 13 جام می داد به دستم که جام دار شدم